سوپرايزمون كردي شوهري. و محمد مهدي قصاب ميشود
سلام گلم خوبي سادته مامان گفتم شايد بابا فر بخره ؟حدسم درست بود پريشب بابا با فر امد خانه با اينكه از قبل ميدونستم ولي كلي ذوق كردم ؛امروزم نصبش كردن فقط مونده لوله كشي گازش و بعد هم پيش بسوي انواع كيك و غذا پسر گلم امروز حمام كردي و حسابي تميز و خوشكل شدي بعدشم شير خوردي و لألا بعد از اينكه بيدار شدي با هم رفتيم تو اشپز خانه تا من گوشت ها رو چرا كنم ،پسر گلمو گذاشتم تو كريرش و با دلهره كه شما چه عكس العملي نشان خواهي داد دمه ي چرا گوشت رو زدم تا روشن شد با تعجب به اطرافت نگاه ميكردي كم كم داشت گريه ات ميگرفت كه من با صداي بلند گفتم محمد مهدي ,ني ني و بالا و پايين ميپريدم شما كه منو ديدي ديگه گريه نكردي من بي نوا هم تند و تند گوشتا رو چرخ ...
نویسنده :
لاله
21:51








